دقیقی توسی: نخستین شاعر مأمور سرایش شاهنامه

دقیقی توسی: نخستین شاعر مأمور سرایش شاهنامه

دقیقی توسی: نخستین شاعر مأمور سرایش شاهنامه
ابومنصور دقیقی توسی، شاعری بود که با سرودن حدود هزار بیت، بنای اولیه شاهنامه را بنا نهاد و کار ناتمام او توسط فردوسی با حکیمانه‌ترین لحن به کمال رسید.

دقیقی توسی: شاعری در سایه فردوسی و ستایشگر خرد در دربار سامانیان

ابو منصور دقیقی توسی یکی از چهره‌های بسیار مهم اما متأسفانه ناشناخته باقی‌مانده در تاریخ ادبیات فارسی است. دلیل اهمیت او این است که او اولین کسی بود که عزم جزم کرد شاهنامه را به نظم درآورد، پیش از آنکه فردوسی این کار عظیم را بر عهده بگیرد.

در ادامه به شرح حال دقیقی توسی، شاعر پارسی‌زبان ایرانی خواهیم پرداخت.

              ابومنصور دقیقی توسی

شرح حال دقیقی توسی

دقیقی توسی (درگذشته حدود ۳۶۷ هجری قمری) پیشگام و آغازگر سرایش شاهنامه بود. او حدود هزار بیت از شاهنامه را بر اساس متون پهلوی (مانند خدای‌نامه) سروده بود. او این کار را به دستور نوح اول سامانی آغاز کرد.

طبق گزارش‌ها، دقیقی تا جایی پیش رفته بود که داستان لهراسب و گشتاسب را به نظم کشیده بود. متأسفانه، او به طور ناگهانی و پیش از اتمام کار درگذشت (برخی منابع به قتل اشاره دارند)، و کار عظیم شاهنامه‌نویسی ناتمام ماند تا حدود ۶۰ سال بعد توسط فردوسی ادامه یابد.

او در زمره اولین شاعرانی بود که زبان فارسی را با لحنی حماسی و با واژگانی که ریشه در زبان‌های ایرانی میانه داشت، به کار برد. از میان ابیات باقی‌مانده از او (که عمدتاً در شاهنامه فردوسی نقل شده‌اند)، به نظر می‌رسد که شعر او سرشار از شور زندگی، لذت‌های دنیوی، و نکوهش کسانی بود که از زیبایی‌های دنیا غافل بودند. این دیدگاه در تضاد با برخی رویکردهای زاهدانه در شعر کلاسیک فارسی قرار می‌گیرد.

مشهورترین بیت منسوب به او که منعکس‌کنندۀ دیدگاه اوست، بیتی است که در آن بر لذت بردن از دنیا تأکید می‌کند:

بدو گفت کای شاه یزدان‌پرست

بکوش و مده جام می را ز دست

که با ما به نیکی یکی جنگ کن

بدانی که دانا چه افتاد و چون

به طور خلاصه، دقیقی توسی بنیان‌گذار شعر حماسی فارسی است که کار سترگ شاهنامه را پایه‌گذاری کرد، اما مرگ زودهنگام او مانع از آن شد که نامش به اندازه شاگرد مکتب‌یافته‌اش، یعنی فردوسی، بر بلندای ادبیات فارسی بماند.

زادگاه این شاعر پارسی زبان

نام کامل او، ابومنصور محمد بن احمد توسی است. همانند فردوسی، او نیز اهل توس در خراسان بود. این نزدیکی جغرافیایی و فرهنگی احتمالاً عامل مهمی در اشتراک هدف آن‌ها برای گردآوری و نظم دادن به حماسه ملی بوده است.

او در دوران شکوفایی امپراتوری سامانیان می‌زیست. این دوره یکی از طلایی‌ترین دوران‌ها برای شعر فارسی بود، جایی که شاعرانی چون رودکی، کسایی مروزی و عنصری فعالیت می‌کردند.

او در دربار سامانیان، به ویژه در دوران حکومت امیر نوح بن منصور (حکومت: ۳۶۸–۳۸۷ هجری قمری)، نفوذ و اعتبار ویژه‌ای داشت. همانطور که ذکر شد، او مأمور شد تا پروژه شاهنامه را با سرمایه و حمایت دربار آغاز کند. این نشان می‌دهد که او شاعری مورد وثوق و دارای توانایی ادبی بالا نزد حاکمان بوده است.

مهم‌ترین و در عین حال غم‌انگیزترین بخش زندگی او، توقف ناگهانی فعالیت‌هایش است. گفته می‌شود که او تنها حدود هزار بیت از شاهنامه را به نظم کشید و ناگهان درگذشت.

روایت مشهور (که از زبان فردوسی نقل شده) این است که دقیقی به دلیل مرافقت با کیش مزدکیان (که یک مکتب دینی و اجتماعی بود)، مورد کینه یا حسادت قرار گرفت و به قتل رسید. البته این روایت در منابع دیگر تأیید نشده و برخی آن را از جانب فردوسی برای تبرئه خویش از این اتهام (اگر در آینده متوجه او می‌شد) یا صرفاً به دلیل درگذشت نابهنگام او می‌دانند.

آنچه مسلم است، مرگ او در اواسط دهه ۳۶۰ هجری قمری (حدود سال ۳۶۷ ق.) رخ داده است، زمانی که هنوز جوان بود و کار شاهنامه نیمه‌کاره ماند.

میراث او

تنها چیزی که از مجموعه بزرگ شاهنامه دقیقی باقی مانده، همان حدود هزار بیتی است که فردوسی در ابتدای شاهنامه خود، به ویژه در داستان‌های مربوط به گشتاسپ، از آن یاد کرده و نقل کرده است. فردوسی خود اعتراف می‌کند که کار این شاعر بزرگ را دنبال کرده است.

به طور خلاصه، زندگی او یک تراژدی ادبی است؛ شاعری که جرقه آغاز بزرگترین اثر حماسی فارسی را زد، اما فرصت نیافت تا آن را به پایان برساند و میراث او در سایه عظمت کار فردوسی قرار گرفت.

توضیح بیشتر در مورد دیدگاه دقیقی: شعر عیش و عشرت

از آنجا که منابع اصلی دقیقی در دسترس نیست، ما بر اساس ابیاتی که فردوسی از او نقل کرده یا خلاصه‌ای که از شعرش ارائه داده، به یک دیدگاه مشخص می‌رسیم:

دعوت به باده‌نوشی و غنیمت شمردن دم:

شعر باقی‌مانده از دقیقی، شباهت زیادی به سنت شعر خُرّمی یا شعر عیش و عشرت دارد که در شعر فارسی بعد از او توسط شاعرانی چون رودکی و خیام دنبال شد. پیام اصلی این است که دنیا فانی است، پس نباید عمر را به غم و اندوه تلف کرد، بلکه باید از مواهب دنیوی (مثل شراب، زیبایی و جوانی) بهره برد.

برای مثال، فردوسی این بیت را به دقیقی نسبت می‌دهد که شاه (گشتاسب) را به لذت از زمان دعوت می‌کند.

عدم تمرکز بر “رنج بنیادین”:

در شعر دقیقی توسی، تمرکز کمتری بر این ایده وجود دارد که ذاتاً جهان جایگاه سختی و ستم است. او بیشتر بر این نکته تأکید می‌کند که عمر می‌گذرد و باید از آن استفاده کرد، نه اینکه دنیا به دلیل بی‌وفایی‌اش شایسته سرزنش است.

دیدگاه فردوسی: حکمت اندوهگین

در مقابل، فردوسی تمام شاهنامه را با لحنی متفاوت به پایان می‌برد و ادامه می‌دهد:

جهان جای نبرد است و رنج. فردوسی جهان را مکانی برای آزمون سخت می‌داند که در آن باید با نابرابری‌ها و بی‌وفایی چرخ گردون جنگید. شاهنامه او مملو از ناله‌ها و اندرزهایی است که انسان را به یاد ناپایداری همه چیز، از شاهان گرفته تا پهلوانان، می‌اندازد.

فردوسی با اینکه می‌پذیرد تقدیر بر انسان حاکم است، اما همواره بر خرد به عنوان تنها سلاح انسان برای دفاع از خویشتن در برابر این تقدیر تأکید می‌کند.

جمع‌بندی تفاوت

می‌توان گفت دقیقی نماینده شور و هیجان آغازین ادبیات حماسی است که هنوز گرفتار سنگینی فلسفه غمگین ازلی نشده بود. او به شکوفایی در زمانه خود ایمان داشت و توصیه می‌کرد که از آن لذت ببرند.

در حالی که فردوسی، وارث اندوه و تجربه تاریخی است. او شاهد افول سامانیان و ظهور غزنویان بود و این گذر زمان و زوال قدرت‌ها، نگاهش را تلخ‌تر و حکیمانه‌تر ساخت. او شور ابومنصور را گرفت و آن را با عمق فلسفی خود درآمیخت تا شاهنامه‌ای بیافریند که نه تنها حماسه ملی، بلکه یک اثر بزرگ حکمی نیز باشد.

                تندیسی از دقیقی توسی

آثار برجای مانده از ابومنصور دقیقی توسی

ابومنصور دقیقی توسی در تاریخ ادبیات ما به عنوان یک “شاعر ناتمام” شناخته می‌شود. آثار او را می‌توان به دو دسته کلی تقسیم کرد:

شاهنامه (اثر اصلی و اصلی‌ترین دلیل شهرت)

مهم‌ترین و تقریباً تنها اثر شناخته شده‌ای که دقیقی مشغول آن بود، شاهنامه بود. این ابیات عمدتاً مربوط به بخش‌های پایانی داستان‌های کیانی، به‌ویژه داستان لهراسب و گشتاسب بود.

این ابیات پس از درگذشت او، به دست فردوسی افتاد و فردوسی آن‌ها را دقیقاً همان‌طور که بود، در شاهنامه خود جای داد و به عنوان مقدمه‌ای بر کار خود آورد. این بخش‌ها امروزه به عنوان “بیت‌های دقیقی” در شاهنامه شناخته می‌شوند.

قطعات پراکنده و غزل‌ها (بر اساس نقل قول‌ها)

به غیر از شاهنامه، شاعران و مورخان بعدی اشاره کرده‌اند که دقیقی توسی در سرودن غزل و قصیده نیز مهارت داشته است، اما تنها تعداد بسیار اندکی از ابیات کاملاً مشخص که به طور قطع متعلق به او باشند (و در شاهنامه نباشند)، باقی مانده است. این ابیات نیز معمولاً همان ابیات حکیمانه و عیش‌پرستانه هستند که قبلاً ذکر شد.

متأسفانه، به دلیل آشفتگی‌های سیاسی و زوال سامانیان در دوره‌ای که ابومنصور می‌زیست، بسیاری از نسخ خطی اولیه از بین رفتند و کار او به طور کامل حفظ نشد.

انتقال میراث: پیوند دقیقی و فردوسی

فردوسی در ابتدای شاهنامه، به‌ویژه در بخش‌های مربوط به آغاز داستان‌های کیانی، به صراحت و با احترام کامل از نقش این شاعر بزرگ یاد می‌کند و دلیل کار خود را نیز بیان می‌دارد. فردوسی خود در شاهنامه اشاره می‌کند که زمانی که شروع به سرودن شاهنامه کرد، متوجه شد که دقیقی پیش از او مأمور به این کار بوده و ابیاتی نیز سروده است. او نسخه‌ای از کار ناقص او را به دست آورد.

دلایل فردوسی برای حفظ ابیات ابومنصور چندوجهی است:

  • احترام به پیشگام: ابومنصور اولین شاعری بود که از سوی دربار (سامانیان) برای این کار بزرگ مأمور شد. فردوسی به عنوان شاعری که کار را به اتمام رساند، نمی‌توانست زحمات این شاعر را نادیده بگیرد. این کار ادای احترام به سابقه ادبی در منطقه توس بود.
  • پایه‌ریزی محتوایی: ابیاتی که ابومنصور سروده بود، احتمالاً دربردارنده بخش‌های مهمی از متون پهلوی (مانند خدای‌نامه) بود که دسترسی به آن‌ها برای فردوسی نیز اهمیت داشت. این ابیات به او کمک کرد تا در نقل وقایع تاریخی به ریشه وفادار بماند.
  • تأیید ادعای تاریخی: با ذکر نام دقیقی، فردوسی به مخاطبان خود نشان می‌دهد که کار او صرفاً بر اساس افسانه‌ها نیست، بلکه بر مبنای تلاشی تاریخی است که پیش از او نیز توسط ادیبان دربار صورت گرفته است.

تفاوت دیدگاه‌ها باعث نشد که فردوسی ابیات ابومنصور را تغییر دهد. این موضوع نشان می‌دهد که فردوسی نظم داستانی و ساختار متنی را بر تفاوت‌های لحن فلسفی مقدم شمرده است. او اصل داستان (که ابومنصور شروع کرده بود) را حفظ کرد و لحن فلسفی و حکمی خود را بر ادامه کار افزود.

به عبارت دیگر، ابومنصور چارچوب حماسه را ساخت، و فردوسی درون این چارچوب، عظمت و اندوه حکمت ایرانی را جاری ساخت.

سخن پایانی

ابومنصور دقیقی توسی، شاعر دوره سامانی، اولین کسی بود که مأمور نظم دادن به شاهنامه بر اساس متون پهلوی شد. او حدود ۱۰۰۰ بیت، عمدتاً در مورد داستان گشتاسب، سرود و پیش از اتمام کار درگذشت (حدود ۳۶۷ هجری قمری). اشعار باقی‌مانده او بیشتر بر عیش و نشاط دنیوی تأکید دارند که تضاد واضحی با لحن حکیمانه و اندوهگین فردوسی دارد. فردوسی با احترام این ابیات را در شاهنامه خود حفظ کرد و کار دقیقی را به عنوان نقطه آغازین اثر بزرگ خود قرار داد و میراث او را جاودانه ساخت.

0 نظر

ارسال نظر جدید