بازاریابی چریکی: لحظهای که شهر ساکت میشود!
بازاریابی چریکی یا بازاریابی پارتیزانی، استفاده هوشمندانه و خلاقانه از تاکتیکهای کمهزینه برای ایجاد غافلگیری و تأثیر ویروسی در محیطهای عمومی است.
بازاریابی چریکی یا پارتیزانی: ایده، بزرگتر از بودجه!
بازاریابی چریکی یا بازاریابی پارتیزانی (Guerrilla Marketing) یکی از جالبترین و خلاقانهترین شاخههای بازاریابی است که برخلاف روشهای سنتی تبلیغات با بودجههای بالا، بیشتر بر خلاقیت، شگفتی و اثرگذاری احساسی تکیه دارد.
گوریلا مارکتینگ نوعی بازاریابی غیرمتعارف است که هدفش جلب توجه زیاد با هزینه اندک است. ایده اصلی آن از تاکتیکهای چریکی در جنگ گرفته شده؛ یعنی استفاده از روشهای نامعمول، تاکتیکی و شوکهکننده برای رسیدن به هدف.
در ادامه به روشهای مختلف بازاریابی چریکی و نمونههای معروف آن خواهیم پرداخت.

اهداف اصلی بازاریابی چریکی
اهداف بازاریابی چریکی کمی با اهداف بازاریابی سنتی فرق دارند، چون تمرکزش روی تأثیر احساسی و ذهنی مخاطب است، نه فقط فروش مستقیم.
جلب توجه شدید و فوری
در دنیایی که مردم هر روز با صدها تبلیغ مواجهاند، بازاریابی پارتیزانی تلاش میکند با چیزی غیرمنتظره و متفاوت توجه آنها را بلافاصله جلب کند.
هدف: قطع جریان روزمره مخاطب و جذب نگاهش از طریق خلاقیت.
مثلا استفاده از نقاشی خیابانی یا نصب عجیب محصول در مکان غیرمعمول.
ایجاد واکنش احساسی
بازاریابی پارتیزانی میخواهد مردم احساس کنند و واکنش نشان دهند؛ خنده، شگفتی، همدلی یا حتی شوک. احساسات باعث میشوند پیام در ذهن بماند و بازگو شود.
احساسات = ماندگاری بیشتر در حافظه + احتمال انتشار بالا
افزایش آگاهی از برند
وقتی کمپینی همه جا پخش شود یا در شبکههای اجتماعی ویروسی شود، برند شما بدون هزینه زیاد به تعداد زیادی معرفی میشود.
هدف: دیده شدن برند در ذهن و گفتوگوهای مردم.
ایجاد تمایز از رقبا
چون گوریلا مارکتینگ خلاقانه است، باعث میشود برند شما غیرقابل تقلید و خاص به نظر برسد. برندهایی مثل Red Bull، IKEA و کوکاکولا با همین روش تمایز ساختند.
تولید محتوا و گفتوگو در مورد برند
هدف بزرگ دیگر این است که مردم خودشان پیام را پخش کنند؛ وقتی مردم درباره کمپین حرف میزنند، تصویر برند تقویت میشود و انتشار رایگان صورت میگیرد؛ یعنی تبدیل مخاطب به تبلیغکنندۀ خودجوش.
افزایش فروش غیرمستقیم
هرچند بازاریابی پارتیزانی به فروش فوری وابسته نیست، ولی تأثیر احساسی ایجادشده موجب اعتماد، علاقه و خرید بعدی؛ بهویژه برای برندهای جدید یا کوچک میشود.
صرفهجویی در هزینههای تبلیغات
در مقایسه با کمپینهای سنتی، بازاریابی چریکی سعی میکند با حداقل بودجه، بیشترین بازدهی را داشته باشد. خلاقیت در این روش جایگزین پول تبلیغات میشود.

ویژگیهای بازاریابی پارتیزانی
بازاریابی چریکی (Guerrilla Marketing) یعنی استفاده از خلاقیت، غافلگیری و احساسات بهجای بودجههای سنگین تبلیغاتی.
بازاریابی چریکی موفق همیشه سه ویژگی مشترک دارد:
- شگفتی: مخاطب را غافلگیر میکند.
- احساس: حس واقعی در او بیواسطه ایجاد میکند.
- تکثیر طبیعی: مردم خودشان داستان را ادامه میدهند.
خلاقیت محور
این ویژگی، اصلیترین ویژگی این شیوه از بازاریابی است. در بازاریابی پارتیزانی، عامل موفقیت نه پول، بلکه نوآوری و ایده متفاوت است. مثلا تبلیغ روی زبالهدانها، بدنه اتوبوس، یا اجرای نمایش کوتاه در خیابان.
هزینه پایین
بهجای پرداختهای میلیاردی برای تبلیغ، تمرکز بر کمترین هزینه برای بیشترین بازده است. اغلب کسبوکارهای کوچک یا استارتاپها از این ویژگی سود میبرند.
شوک و غافلگیری مخاطب
هدف این است که مردم توقف کنند، نگاه کنند و بگویند «چی بود این؟». غافلگیری باعث جلب توجه و ماندگاری میشود.
تمرکز بر احساسات
گوریلا مارکتینگ بهجای منطق خرید، با احساسات انسانی کار دارد: شگفتی، خنده، خوشحالی، همدلی، ترس یا حیرت. احساسات باعث میشود پیام در ذهن بماند و مخاطب آن را بازگو کند.
استفاده از فضاهای غیرمعمول
تبلیغ در جاهایی که مردم انتظارش را ندارند: خیابان، پل، درب آسانسور، بدنه خودرو، مترو، یا حتی دیجیتال در قالب پست ویروسی. مکان، خودش بخشی از پیام است.
تعامل مستقیم با مردم
برخلاف تبلیغات تلویزیونی یا بنری، اغلب چریکیها مردم را به شرکت در تجربه دعوت میکنند. مخاطب فقط بیننده نیست؛ خودش بخشی از تبلیغ میشود.
اثر ویروسی
اگر کمپین درست طراحی شده باشد، مردم خودشان آن را در شبکههای اجتماعی پخش میکنند. همان چیزی که باعث رشد طبیعی برند میشود. بازاریابی چریکی موفق همیشه نوعی “گفتوگو” ایجاد میکند.
انعطافپذیری و ریسکپذیری بالا
چون غیرمعمول است، مرزی با خلاقیت ندارد؛ اما نیاز به آمادگی برای بازخوردهای متفاوت دارد؛ ممکن است مردم واکنش مثبت یا منفی نشان دهند.
پیام کوتاه و ساده
باید در چند ثانیه مفهوم را منتقل کند. مردم وقت فکر طولانی ندارند. پیام باید واضح، بهیادماندنی و قابل اشتراکگذاری باشد.
تمرکز بر اثرگذاری بلندمدت
نه فقط دیده شدن امروز، بلکه ساخت تصویری ماندگار از برند در ذهن مخاطب از ویژگیهای گوریلا مارکتینگ است.

انواع روشهای گوریلا مارکتینگ
روشهای بازاریابی چریکی (Guerrilla Marketing) در واقع نحوه اجرای این نوع بازاریابی را مشخص میکنند و اینکه چطور با کمترین هزینه، بیشترین تأثیر را روی ذهن و احساس مردم بذاریم.
بازاریابی محیطی (Ambient Marketing)
در این روش از محیط اطراف مردم برای تبلیغ استفاده میشود؛ یعنی فضاهای عمومی به بخشی از پیام تبدیل میشوند.
هدف: جلب توجه با استفاده غیرمعمول از محیط روزمره.

بازاریابی خیابانی (Street Marketing)
فعالیتی فیزیکی در مکانهای عمومی (مثل پارک، مراکز شهر، خیابان) برای تعامل مستقیم با مردم.
مثال: اجرای نمایش کوتاه توسط بازیگران که در پایان پیام برند را نشان میدهد.
هدف: ارتباط انسانی و غافلگیری در موقعیت طبیعی مخاطب.
بازاریابی ویروسی (Viral Marketing)
ایجاد محتوایی که افراد خودشان آن را در اینترنت پخش میکنند، میتواند طنز، احساسبرانگیز یا شوکهکننده باشد.
مثال: ویدئوی خندهدار یا چالشی که لوگوی برند را زیرپوستی دارد (مثل چالش سطل آب سرد برای خیریهها).
هدف: پخش خودبهخودی پیام از طریق اشتراکگذاری آنلاین.
بازاریابی تجربی (Experiential Marketing)
در این روش، برند به مردم تجربه واقعی و ملموس ارائه میدهد تا حس کنند محصول را زندگی کردهاند.
مثال: شرکت ردبول با برگزاری پرشهای هوایی یا مسابقات خیابانی، حس هیجان و انرژی را تجربهپذیر میکند.
هدف: ارتباط احساسی و عمیق از طریق تجربه مستقیم.
بازاریابی پنهان (Stealth Marketing)
در این روش تبلیغ کاملا نامحسوس است و مردم در ابتدا نمیدانند که با یک کمپین تبلیغاتی روبهرو هستند.
مثال: شخصی در فیلم یا شبکههای اجتماعی محصولی را استفاده میکند، بدون اینکه آشکارا تبلیغ کند.
هدف: ایجاد حس طبیعی و اعتماد بیشتر.
بازاریابی تجربی-رویدادی (Ambush Marketing)
در این حالت برند بدون اجازه رسمی، از حضور در یک رویداد بزرگ برای جلب توجه استفاده میکند.
مثال: شرکتی که در حاشیه مسابقه فوتبال لباسهایی با رنگ مشابه تیم محبوب پخش میکند.
هدف: استفاده از توجه رسانهای رویداد بدون پرداخت برای اسپانسر رسمی.
بازاریابی پارتیزانی رسانهای (Guerrilla Media Marketing)
استفاده از رسانههای خلاقانه؛ مثلا ساخت آثار گرافیکی، ویدیو یا میمهایی که باعث تعامل و شوک شوند.
مثال: پوسترهای هنری در مکانهای عمومی که پیام اجتماعی یا برند را ترکیب کردهاند.
بازاریابی فلاش ماب (Flash Mob Marketing)
گروهی از مردم بهصورت ناگهانی در مکان عمومی کاری نمایشی انجام میدهند (رقص، شعر، حرکت) و بعد ناگهان پراکنده میشوند؛ همه زیر نام برند.
مثال: گروهی که در مرکز خرید میرقصند و در پایان لوگوی برند ظاهر میشود.
هدف: فراگیر شدن و جذب توجه رسانهای.
بازاریابی دیجیتال چریکی (Digital Guerrilla Marketing)
استفاده از فضای مجازی؛ مانند پستهای خلاق، شوخیهای هوشمند، یا استفاده از ترندها به شکل غیرمنتظره.
مثال: برند لباسی که با مد روز یا اتفاق محبوب شوخی میکند.
مثالهای معروف جهانی از بازاریابی چریکی
ایکیا؛ مبلمان در مترو
ایستگاههای مترو در پاریس و نیویورک با مبلمان IKEA تزئین شد تا مردم خودشان حس استفاده از محصولات را تجربه کنند.
هدف: انتقال مفهوم «احساس راحتی حتی در شلوغی شهر».

ردبول؛ جهش آزاد
ردبول با حمایت از فلیکس باومگارتنر، جهش آزاد از لبه فضا را اجرا کرد.
نتیجه: میلیاردها بازدید و ارتباط برند با “انرژی، هیجان و ماجراجویی”.
کیت کت؛ نیمکت شکلاتی
در خیابانها نیمکتهایی طراحی شد که دقیقا شکل شکلات KitKat داشتند.
هدف: معرفی پیام “Take a Break” به شکل بصری و تجربی.

دیجیکالا؛ پوسترهای خلاقانه شهری
در برخی مناطق تهران، دیجیکالا با طراحیهایی روی دیوارها توجه رهگذران را جلب کرد. گاهی با طنز یا تبدیل شعارهای مردمی به پیام خرید آنلاین.
اسنپ؛ کمپین باران و چتر رایگان
در روزهای بارانی تهران، اسنپ در مناطق پرتردد، چتر رایگان با لوگوی خود میان مردم توزیع کرد.
ترکیب بازاریابی تجربی و احساسی برای ایجاد حس مثبت از برند.
فیلیمو؛ دیوار شهری با تصویر صحنه فیلم
در خیابان ولیعصر، بخشی از دیوار به صحنه معروف یکی از سریالهایش تبدیل شد؛ مردم برای عکس گرفتن و اشتراک در شبکههای اجتماعی صف کشیدند.
برای آشنایی بیشتر با سایر انواع بازاریابی کلیک کنید:
آموزش آنلاین انواع بازاریابی در دنیای کسبوکار
جمعبندی نهایی
بازاریابی چریکی یا بازاریابی پارتیزانی (Guerrilla Marketing) یک استراتژی تبلیغاتی خلاقانه و غیرمتعارف است که هدفش ایجاد تأثیر عاطفی و ویروسی قوی با حداقل هزینه است. این رویکرد به جای بودجههای هنگفت، بر استفاده هوشمندانه از شوک، غافلگیری و فضاهای عمومی غیرمنتظره تکیه دارد. اهداف اصلی آن شامل افزایش ناگهانی آگاهی از برند، ایجاد تمایز و تولید محتوای دهان به دهان یا ویروسی است. گوریلا مارکتینگ از تاکتیکهایی چون بازاریابی محیطی، تجربی و پنهان بهره میبرد تا پیام را مستقیما و بهشکلی بهیادماندنی در زندگی روزمره مخاطب بگنجاند و از طریق احساسات، تأثیری ماندگار خلق کند.
این مقالهها را نیز بخوانید:
بازاریابی آشناسازی: کسی که شما را نمیشناسد، چرا باید انتخابتان کند؟

0 نظر