عنصری بلخی: معمار زبان مدح در عصر غزنوی
عنصری بلخی، شاعر بزرگ دربار سلطان محمود غزنوی، از نامدارترین قصیدهسرایان قرن چهارم و پنجم هجری است که به عنوان «استاد شاعران» شناخته میشود.
عنصری بلخی: ملکالشعرای زرین
«عنصری بلخی» یکی از شاعران برجسته دوره غزنوی و نام کامل او ابوالقاسم عنصری بلخی بود. او از شاعران بزرگ قرن چهارم و پنجم هجری قمری به شمار میآید و در دربار سلطان محمود غزنوی مقام بلندی داشت.
او در شهر بلخ (در خراسان بزرگ، امروزه در افغانستان) به دنیا آمد. عنصری شاعر درباری بود و به سبب استعداد و فصاحت در سخن، لقب «استاد شاعران» گرفت. او نزدیکترین شاعر به سلطان محمود بود و شعرهایش اغلب در مدح سلطان و سپاهیان اوست. در ادامه به شرح حال عنصری بلخی، شاعر بزرگ دوران غزنوی خواهیم پرداخت.

سبک و ویژگیهای شعر عنصری بلخی
شعر عنصری بلخی نمونه کامل سبک خراسانی است: پرقدرت، فصیح، با واژگان فارسی ناب و بدون تکلّف. او بسیار به توصیفهای طبیعی و شکوه دربار علاقهمند بود. از نظر وزن و قافیه، شعرهایش استادانه و پرآهنگاند. هرچند بخش بزرگی از دیوانش از بین رفته، همان اشعار باقیمانده نشاندهنده قدرت تخیل و مهارت او در تصویرسازی هستند.
دیوان اشعار او شامل قصاید، غزلیات و قطعاتی در مدح سلطان محمود و برخی دیگر از بزرگان عصر غزنوی است. از میان شاعران همدوره، فرخی سیستانی و منوچهری دامغانی از مشهورترین همعصران او بودند.
از عنصری بهعنوان یکی از پایهگذاران ادب رسمی و درباری فارسی یاد میشود. او پایهگذار نوعی شکوه و جلال درباری در شعر فارسی شد؛ یعنی توصیف پادشاهان، کاخها، جنگها و پیروزیها با زبان فاخر و بزرگمنشانه. پس از او، بسیاری از شاعران این سبک را ادامه دادند.
بخشی از دیوان او از بین رفته، اما نمونههایی در «لبابالالباب عوفی»، «تاریخ بیهقی» و «جهانگشای نَسَوی» آمدهاند.
موقعیت در دربار سلطان محمود
هنگامی که سلطان محمود غزنوی قلمرو خود را گسترش داد (از هند تا خراسان و ماوراءالنهر)، به شاعران و نویسندگان اهمیت میداد تا قدرت خود را از راه زبان و شعر، جاودانه کند. عنصری بلخی که فصیح و پرآوازه بود، خیلی زود توانست در دل سلطان جا باز کند و به مقام ملکالشعرای دربار رسید. این مقام یعنی او رئیس همه شاعران دربار بود و اشعار رسمی برای فتوحات، تاجگذاریها و مراسم درباری را میسرود.
گفتهاند سلطان محمود به عنصری اعتماد و علاقه زیادی داشت. او را گاه در سفرهای جنگی همراه میبرد و از او میخواست برای پیروزیها قصیده بسراید. طبق روایتها، او حتی به مشورتهای فرهنگی و تبلیغی در سیاست پادشاهی؛ مثل ترتیب جشنها و تنظیم خطابههای رسمی هم دسترسی داشت. در مجالس درباری در کنار وزیر و فرماندهان مینشست، که نشان از جایگاه ممتازش داشت.
در یکی از داستانهای معروف آمده که روزی شاعری تازهوارد به دربار آمد و سلطان خواست میان او و عنصری داوری کند. عنصری بلخی با چند بیت فصیح برتری خود را نشان داد، و سلطان هدیهای گرانقیمت به او بخشید و گفت: «هیچکس در مدحِ من، چون عنصری سخن نگفته است.»
چنین روایتهایی نشان میدهد عنصری بیش از یک شاعر بود؛ او چهرهای فرهنگی و سیاسی محسوب میشد.
گفتهاند سلطان محمود گاهی از سر شادمانی، صلههای کلان، مانند زر، اسب، و زمین، به عنصری میداد. حتی باغی در حوالی غزنه به او بخشید تا بتواند در آرامش بسراید. این رفاه و شکوه در شعرهایش هم بازتاب دارد؛ شعر او سرشار از تصویر کاخها، جامها، جواهرات و قدرت سلطانی است.
پس از مرگ سلطان محمود، پسرش سلطان مسعود بر تخت نشست. با تغییر فضای سیاسی، عنصری دیگر آن جایگاه پیشین را نداشت. در منابع نشانههایی هست که او در سالهای پایانی عمر، کنارهگیر و منزوی شد.
مضمون اصلی شعرهای مدحی عنصری
رابطه عنصری بلخی با سلطان محمود نقطه اوج نقش شعر در سیاست ایران بود: شعر نه فقط هنر، بلکه ابزار مشروعیتبخشی و نمایش قدرت به شمار میآمد.
او با توان کلامی خود تصویر باشکوهی از پادشاهی محمود ساخت؛ تصاویری که بعدها در ذهن ایرانیان ماندگار شد.
عنصری در بیشتر شعرهای خود، محمود را به عنوان پادشاهی:
- برگزیده از سوی خدا
- حافظ دین و عدالت
- فاتح سرزمینهای کفر
- بخشنده و مهربان با بندگان
میستاید.
او از جنگهای محمود در هند و فتوحاتش بارها یاد میکند و آنها را به صورت رخدادهایی مقدس؛ نوعی تقدیر الهی برای گسترش اسلام و قدرت خراسان میسراید.
او سلطان را با اجرام آسمانی و عناصر طبیعت مقایسه میکرد. این ترکیبها علاوه بر زیبایی، نشاندهنده تسلط او بر زبان و تخیل بود. واژههایی مانند «فرّ کیانی»، «گنج»، «تخت»، «تاج»، «پیکر بردبار»، «سپهر» و «اژدها» بارها در دیوان او دیده میشود.
در عصر غزنوی، شعرِ مدحی در واقع رسانهای برای مشروعیتبخشی حکومت بود و عنصری استاد این کار بود.

پایهگذاری رسمی «سبک خراسانی»
عنصری بلخی یکی از نخستین شاعرانی بود که سبک خراسانی را به اوج رساند؛ سبکی که پایه ادب فارسی کلاسیک شد.
ویژگیهای این سبک که از عنصری تثبیت شد:
- واژگان فارسی سره، با کمترین واژههای عربی
- فصاحت و شیوایی طبیعی، بدون پیچیدگیهای فلسفی
- مضمونهای شکوهآمیز، پهلوانی و درباری
- تصویرهای صریح و روشن از جهان محسوس (خورشید، زر، گوهر، باد، و …)
بعدها فرخی سیستانی و منوچهری دامغانی این شیوه را ادامه دادند، اما عنصری نخستین سرایندهای بود که آن را کامل کرد و قالب زبانی دربار شد.
فرخی سیستانی
فرخی سیستانی شاگرد و گاه رقیب ادبی عنصری در دربار غزنه بود. از او نسخه لطیفتر و احساسیتر زبان مدح یعنی فصاحت را اما با موسیقی نرمتر و عاطفه بیشتر گرفت. فرخی چند بار در اشعارش به احترام از عنصری یاد میکند.
منوچهری دامغانی
او از نظر فنی و تصویرسازی، آشکارا از عنصری الهام گرفت. مقدمههای طبیعتگرای شعر عنصری را به اوج رساند، مثلا توصیف بهار، باران، بستان و رنگها، اما هستۀ زبانی، همان میراث عنصری بلخی است.
انوری و خاقانی
در قرن ششم، وقتی شعر فارسی پیچیدهتر و اصطلاحیتر شد، هنوز «جلال سلطنت و بلاغت قصیده» از عنصری باقی بود. انوری در مدحهای خود از همان ساختار و هیبت الهی بهره میکند و خاقانی در بلاغت و فخامت زبان، مستقیم به سنت او متصل است.
دیوان اشعار
تنها اثر شناختهشده و اصلی عنصری، دیوان اشعار اوست که شامل انواع قالبها بوده است:
- قصاید: این بخش بزرگترین و مهمترین بخش دیوان او را تشکیل داده است. قصاید عمدتا در مدح سلطان محمود و پسرش مسعود سروده شدهاند و همانطور که پیشتر گفتیم، نمونههای برجسته سبک خراسانی محسوب میشوند.
- غزلیات: اشعار عاشقانه و عارفانه کوتاهتر که تعدادشان کمتر از قصاید است.
- قطعات و رباعیات: اشعار پراکنده در مضامین مختلف.
وضعیت فعلی دیوان
دیوان کامل عنصری به دست ما نرسیده است. بخش بزرگی از دیوان او، مانند بسیاری از شاعران قرن چهارم و پنجم، در طول حملات و تغییر حکومتها (بهویژه پس از ضعف غزنه و حملات بعدی) از بین رفت.
آنچه امروز از عنصری در دست داریم، مجموعهای از بیش از ۳۰۰ بیت است که توسط تذکرهنویسان بزرگ (مانند نظامی عروضی سمرقندی در چهار مقاله) و لغتشناسان (مانند زوزنی) در لابهلای کتابهایشان نقل شده است. این اشعار پراکنده به ما اجازه میدهند تا سبک او را حدس بزنیم، اما نسخهای منسجم از دیوانش در اختیار نداریم.
عنصری بلخی همچنین در ادبیات منثور (نثر) نیز دستی داشته است، هرچند این آثار نیز یا از بین رفتهاند یا جزئیات دقیقی از آنها در دست نیست. گفته میشود عنصری در اوایل کار خود به سفارش محمود غزنوی شروع به سرودن یک شاهنامه به سبک فردوسی کرد. بنا به روایت تذکرهها، او پیش از آنکه بتواند این کار را به پایان برساند، فردوسی کار خود را تمام کرد و مشهور شد. بنابراین، «شاهنامه عنصری» هرگز به شهرت شاهنامه فردوسی نرسید و احتمالا تنها بخشهایی از آن باقی مانده یا کلا از میان رفته است.
برخی منابع حاکی از آن است که او در فنون انشا و نامهنگاری نیز تبحر داشته است، که این امر با جایگاهش در دربار غزنوی سازگار است.
جمعبندی
عنصری بلخی، ملکالشعرای دربار محمود غزنوی، نه تنها به عنوان استاد قصیدهسرایی و بنیانگذار فصاحت سبک خراسانی، بلکه به مثابه یک چهرۀ فرهنگی و مبلغ اصلی جلال سلطنت، نقش محوری در سیاست و ادبیات عصر خود ایفا کرد.
این مقاله را نیز بخوانید:

0 نظر